چرا نظریات علمی مورد توافق گسترده‌ی دانشمندان، بیشتر مورد اقبال عموم هستند؟

یکی از ویژگی‌هایی که به طور مشخص اجماع را از دیگر انواع اطلاعات متمایز می‌کند، ماهیت «هنجاری» آن است. بدین معنی که «اجماع» یک توصیف کننده‌ی قدرتمند واقعیت در اجتماع است. ماهیت هنجاری، درباره‌ی تعداد آدم‌هایی که بر روی موضوعات مهم توافق دارند و درباره‌ی نرمال‌های جامعه صحبت می‌کند. انسان برای زندگی در اجتماع تکامل یافته و تحقیق‌های روانشناختی زیادی نشان می‌دهند که مردم به طور مشخص پذیرای اطلاعاتی هستند که اجتماع به آن‌ها می‌دهد. در حقیقت، تصمیم‌گیری جمعی در بین انسان و بسیاری دیگر از جانوران اجتماعی مرسوم است؛ زیرا راهبردهای تصمیم‌گیری که نیازمند توافق جمعی هستند، ریشه در اعماق فرایند تکامل همکاری انسانی دارند. احتمالا مردم به صورت بیولوژیکی ترجیح می‌دهند که به هوش جمعی توجه کنند.

در موضوعات علمی، بحث بر این است که چند درصد از دانشمندان متخصص حوزه‌ای خاص، بر روی صحت یک نظریه توافق دارند. اگر درصد آن‌ها زیاد باشد، مردم معمولا اعتماد می‌کنند. تصور کنید که در حال رانندگی هستید و به یکباره تابلویی در کنار جاده می‌بینید که روی آن نوشته شده ۹۷ درصد از مهندسان اعتقاد دارند که پل پیش‌روی شما فاقد ایمنی لازم برای عبور است. احتمالا برخلاف عقیده‌ی شخصی خودتان، ترجیح می‌دهید که طبق آن‌چه مهندسان به طور جمعی می‌گویند رفتار کنید. امکان اینکه کله شق باشید و با همان شانس ۳ درصدی رد شوید هم وجود دارد. افراد کمی، حتی اگر متخصص باشند کنار پل می‌ایستند تا به صورت شخصی به بررسی وضعیت ایمنی پل بپردازند. بررسی پل امکان دارد که به زمان، انرژی و علم خیلی زیاد احتیاج داشته باشد و اساسا عموم مردم توانایی این کار را نداشته باشند. بنابراین برای مردم خیلی منطقی است که طبق آن‌چه متخصصان بر روی آن توافق کرده‌اند تصمیم بگیرند و آن توافق باور و رفتار آن‌ها را بسازد. جامعه‌ی انسانی طوری شکل گرفته که ما به صورت معمول از نظر و توصیه‌ی افراد دیگر، از پزشک خانواده گرفته تا مکانیک خودروی خود استفاده می‌کنیم، در حقیقت به متخصصان اعتماد می‌کنیم تا زندگی ایمن و پرباری داشته باشیم.

یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که در نبود واقعیت‌ها، مردم تمایل بیشتری به تمسک ایدئولوژی‌های خود دارند. این نشان می‌دهد که برای افزایش اقبال عمومی علم، به واقعیت‌های بیشتری احتیاج داریم. توافق بر روی نظریه‌ی تغییر اقلیم ایجاد شده توسط انسان، در بین قوی‌ترین نظریه‌های علمی قرار می‌گیرد. این نظریه از نظر قدرت به اندازه‌ی نظریه‌ی ارتباط سیگار کشیدن با سرطان است. آن‌طور که پژوهشگر تاریخ دانشگاه هاروارد به نام «نائومی اورسکس» (Naomi Oreskes) نوشته، خیلی وقت است که افراد و گروه‌های ذی‌نفع از رفتار توده‌ی مردم در حوزه‌های مختلف، فهمیده‌اند که مردم بر اساس اطلاعات توافق شده توسط جمع تصمیم‌گیری می‌کنند و سعی می‌کنند که از همین ویژگی بهره‌ی زیادی ببرند. این در حالیست که در علم، افرادی که اصطلاحا «دلالان تردید» نامیده می‌شوند معمولا کمپین‌های نافذ هماهنگی را راه‌اندازی می‌کنند که در آن‌ها اطلاعات غلط به مردم می‌دهند. مثل اینکه رابطه‌ای بین سیگار کشیدن با سرطان یا افزایش کربن‌دی‌اکسید و تغییر اقلیم وجود ندارد. اگر قرار باشد دوقطبی بودن باورمندی مردم به علم کم شود، باید نیروی روانشناختی توافق جمعی برای چیزی که بر اساس آن تکامل یافته، یعنی خیر اجتماع به کار گرفته شود.